محمد حسن خان اعتماد السلطنه
690
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
كه حاجى پول سياه را هر من تبريز هفت قران تمام مىكند و سى و پنج قران مىفروشد ( شرح حال عباس ميرزاى ملكآرا ، ص 121 ) و از ضرب همين پول سياه تمام هشت كرور مداخل كرده است . ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 200 ) . يكى دوبار جلساتى در دربار و تكيه دولت تشكيل شد ولى كارى از پيشنرفت و با مذاكرات و پيشنهادهاى متعدد داير بر اضافه درآمد و اضافه پيشكش در 3 رجب 1310 ضرابخانه را از حاجى محمد حسن گرفتند و اندكى بعد به ولى خان نصر السلطنه ( سپهدار ) دادند . اتابك بناى تحريك گذارد و بالاخره در سال بعد ضرابخانه به حاجى و غلامعلى امين همايون كه او هم در آن طمع داشت و تحريك مىكرد به شراكت دادند و در سال بعد ( 1312 ) خود اتابك اجارهدار ضرابخانه شد و كار را به دست حاجى سپرد . پس از عزل اتابك در مقام مؤاخذه حاجى برآمدند و 765000 تومان او را بدهكار و قريب چهار صد هزار تومان طلاى مسكوك از او وصول كردند ( خاطرات و خطرات ، چاپ 2 ص 100 ) . حاجى كه بسيار زرنگ و هشيار بود در تجارت دست به اقدامات تازهاى زد و در پيشبرد عوامل تمدن جديد در ايران خيلى كوشيد . پيشنهاد تأسيس بانك به شاه داد و در 1305 كارخانهء بلورسازى تأسيس كرد . كارخانهء چينىسازى داير نمود . كارخانهء ابريشم بافى در گيلان وارد نمود . راهآهن ميان محمود آباد و آمل كشيد . اما متأسفانه هيچيك از كارهاى او به نتيجهء صحيح و ثابت نرسيد . در 1316 سال آخر عمر حاجى گندم گران شد و آثار قحطى پديد آمد . مظفر الدين شاه حاضر شد ما زاد قيمت گندم را بپردازد . حاجى مأمور گرفتن گندم از مالكين شد و به كفايت تمام اين كار را انجام و مردم را از گرسنگى نجات داد . از كارهاى خير او طبع بحار الانوار و انتشار مجانى آن است و ساختن حجرات مقبرهء ابن بابويه . حاجى در عين حال با رجال و بزرگان دولت مربوط و در امور تجارت بصير و دانا و صريح اللهجه و شجاع و بخصوص از دوستان سيد جمال الدين اسد آبادى بود و سيد در دو سفر خود به طهران در خانهء او بود . برادر حاجى ، حاجى محمد رحيم به اشارهء وى در مارسى تجارتخانه باز كرد و خود حاجى در اروپا دادوستد و در روسيه تجارتخانه داشت . برادر ديگرش حاجى ابو القاسم ملك التجار مشهد بود . در موقع گرفتارى حاجى صورت اموال او كه به دولت داده شد دارائى او را 000 ر 780 ر 1 تومان برآورد كرده بودند . حاجى در شعبان سال 1316 درگذشت و جنازهاش را به نجف بردند و در جنب گلدستهء ايوان حرم مطهر به خاك سپردند . اسناد و مدارك تجارت و فعاليتهاى حاجى همه موجود و در اختيار نوادهاش دكتر اصغر مهدوى است كه اميد است روزى به چاپ برسد و مورد استفادهء علمى واقع شود و براى شرح حال مفصل او به صورت كتابى